× برای آسمان × - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:00
که زمین سرد پارکxa0بی تابی بغل هایمان را میکند .. xa0 آسمان منتظر نگاه ماست و مرد بالون فروشxa0 xa0 ما آرزو نکردیم بالون نخریدیم باقالی پخته و لبو نخوردیمxa0 و زیر باران ، با آهنگ الماندو نرقصیدیم !! و حتی سه شنبه ها به سینما نمیرویم xa0 و نمیشود باورش کرد انگارxa0 xa0 برای زمین سرد پارک ، آسمان ، م...
× خیال محالمی × - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:00
[unable to retrieve full-text content]گفت چهارشنبه سوریxa0 گفت زردی من از تو سرخی تو از منxa0 گفت بپریم ؟ گفت آرزوت منم دیگه ، خندیدxa0 و نخندیدxa0 نگفت نبود نشدxa0 نتونست نه ، نخواست xa0
× مُهر جدایی × - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:00
[unable to retrieve full-text content]چه مُهری پر اعتبار تر از جای رُژش روی گردنت ؟ هیس .. حرف نزن جانمxa0 تمام تو ازآنِ او شده ..
× پتو های یک نفره × - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:00
ِ آبی ، رنگ دخترای غمگین .. و من ، در امتداد این شب آبی ؛ در انتظار آفتابی آبی ترم ام .. × پتو های یک نفره × بعضی از آدم ها مانند پتو اندنباشند ، خوابت نمیبرد ، می ترسی .. پتو ها باید یک نفره باشندبرای تو باشندآدم باید پتویش را بگیرد و بپیچد دور خودشنمی شود یک پتو را با کسی شریک شدبه فرض پتویش را
× ماه × - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:00
اینجاپنجره هایش ماه نداردستاره ها به من شب بخیر نمیگویندآسماندیگر با من دوست نیستxa0تو رفتیچرا ماه ُ ستاره را با خودت بردی ؟آسمان هم با من قهر کرده است حالا راز هایم را به کی بگویم ؟ xa0 xa0 xa0
× زنده ماندن × - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:00
[unable to retrieve full-text content]و انگار هیچ کس تقلای اوxa0 برای زنده ماندن را ندید .. xa0
× زمین × - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:00
[unable to retrieve full-text content]شاید زمینxa0 باید بی خیال xa0چرخیدن دور خورشیدش میشدُxa0 قهوه ای با ماه میخورد !xa0 xa0 xa0 خورشید ، سیاره های دیگر هم دارد که دورش بچرخند ..xa0
× مردِ تو ؟ × - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:00
او نوشیدنی هایپ اش را دوست داردxa0کت چرم مشکی اش را هم دوست داردxa0 تو را هم دوست داردxa0 اما وقتی دلش میگیردxa0 وقتی جنون به نورون های مغزش میرسدxa0 وقتی نفس کشیدن برایش سخت می شود و هر نفس بوی غربت میدهدxa0 به من پیام میدهدxa0 تی شرت آبی ساده اش را می پوشدxa0 و آب پرتغال میخورد !!!xa0
× قتل بی رحمانه موهایش × - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:00
..xa0موهایش طناب دار شدن پیچیدند دور گردنش و تنگ شدن و تنگ شدنxa0 xa0 دخترک نمیتوانست نفس بکشدxa0 پسxa0 جلوی آینه اش نشست و بی رحمانه کُشت موهایش راxa0 بغض نکرد گریه نکرد اشک نریختxa0 و به مرگ موهایش ، نگاه هم نکرد !xa0 دخترک به خودش نگاه میکردxa0 به چشم هایشxa0 چشم هایی که دیگر برای اوxa0 نبودند ان...
× باید میرفت × - تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 2:00
شما هم دلتان میخواهد فرار کنید و بروید دور ترین نقطه دنیاxa0جایی کنار دریا و در یک کلبه چوبی نم گرفتهxa0 با پیرمردی ، ماهیگیرxa0 زندگی کنیدxa0 یا من دیوانه شده ام ؟؟ .. چند سالی می شود که شناسنامه و مدارکش را زیر تشک اش قایم کرده استxa0 و دوستانی نه چندان صمیمی ، انگشت شمارxa0 اما کاربردی برای یک رو...
× لعنت به همه واج ها × - تاریخ: 1395/8/3 ساعت: 19:23
" تو چین چین دامنی که هزار تا بغض رو میشه شست " یادت هست ؟xa0 نمیدانم .. مشکل از چین های دامن من بود ؟؟ xa0 " تماشای تو عین آرامشه ، تو زیبا ترین آرزوی منی "xa0 " مرا ببوس ، مرا ببوس ، برای آخرین بار .. "xa0 " خواهم تو شوی ، محبوب دلم " ...xa0 xa0 xa0لعنت به همه ترانه ها و آهنگ ها و شعر ها و xa0.. ا...
× کجایی ؟ × - تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 0:50
فکر کردم تمام شدی ، اماxa0 دیشب باز هم ، به دنبالت گشتمxa0 و جهان در این دو سال چقدر بزرگ شده استxa0 قبلا جهانم دست های تو بودxa0 و من عاشق آن جهان تنگ و تاریک امxa0
× رفتن × - تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 1:07
دخترک ، درخت را بغل کرده بودxa0 سخت ..xa0 همه خندیدند و هیچ کس نفهمید دخترک میترسید درخت هم ریشه هایش را بغل بزند و برودxa0 ...xa0 xa0
× یلدای لعنتی من × - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 18:18
چه سخت است خواهرت برودxa0 برود و دست یکی دیگر را بگیرد و دیگر نیاید شب ها را با کس دیگری سر کندxa0 خنده هایش شیرینی زندگی دیگری باشدxa0 و شانه های کسی دیگر ، تکیه گاهش باشدxa0 در بغل دیگری گریه کند و کسی دیگر دلیل خنده هایش باشد xa0 . . . بگذریم ، چه سخت است خواهر باشی اما خواهر نداشته باشی xa0 ..
× تو بخندی × - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 21:52
که زیر بارون برقصیم با آهنگ " الماندو " .. که تو بخندی و باز جهان سرخ شود .. xa0 که تو بخندی و بخندی و بخندی ..xa0
× داستان چین ها × - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 21:52
مادر بزرگ میگویدxa0 چین های صورتش هرکدام یک دلیل و داستان و خاطره ای دارند یکی خاطره آن روز که پدرش او را به زور شوهر دادxa0 یکی آن روز که پسر 3 ماهه اش خوابید و دیگر بیدار نشد یکی آن روز که دخدر 25 ساله اش با چمدانی پر از لباس برگشتxa0 ولی مادربزرگ چین های صورتش را دوس داردxa0 مادربزرگ قلب بزرگی دا...
× محو × - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 21:52
من محو تماشای تو امxa0 تو به کی مینگری؟
× احمق همیشگی × - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 21:52
همان اتاق ، همان خانه ، همان کوچه ، همان خیابان ، همان شهر و همان کشور .. همان مردمان همیشه احمق .. همه چی همان طور است که همیشه بوده است ، جز تو ! چقدر کـَم شدی ، چقدر بـد شدی .. من ؟xa0نمیدانم .. شاید من هم همان احمق همیشگی ات هستمxa0 نه صبر کن ..xa0 من احمق همیشگی تو نیستم ..
× دست هایم منتظرند × - تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 21:52
مهر شده استxa0 شال و کلاهم آماده است ، دستکش هایم را اما گم کرده امxa0 از قصد هم گم کرده امxa0 دست های تو بهترین بخاری دنیاستxa0 .. میدانی نیمکت ها از سال گذشته منتظر ما هستندxa0 برگ ها هم .. برگرد و مهر را با بی مهری هایت خراب نکن لعنتی جانم .. دست هایم منتظرند ..
موقت - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 21:17
لعنت به توxa0 بله همین طور بی مقدمه لعنت به توxa0 این لوس بازی های مسخره چیست ؟ این همه بیراهه گفتن و نگفتن و از در گفتن و بلکه دیوار بشنود چیست ؟ این بار فقط لعنت به توxa0 توی لعنتی که من را خراب کردیxa0 عروسک کوکی ات خراب شده آقا .. خرابش کردیxa0 دیگر مثل اول نمی شودxa0

برچسب‌های مرتبط

لعنت به من مازیار فلاحی | لعنت به من | لعنت به این زندگی | لعنت به تو | لعنت به عشق | لعنت به این دنیا | لعنت به | لعنت به تو و ذات خرابت | لعنت به من فلاحی | لعنت به دنیا