
که زمین سرد پارکبی تابی بغل هایمان را میکند .. آسمان منتظر نگاه ماست و مرد بالون فروش ما آرزو نکردیم بالون نخریدیم باقالی پخته و لبو نخوردیم و زیر باران ، با آهنگ الماندو نرقصیدیم !! و حتی سه شنبه ها به سینما نمیرویم و نمیشود باورش کرد انگار برای زمین سرد پارک ، آسمان ، مرد بالون فروش ، ...
ادامه مطلب
انگار تمام ابر ها را بلعیده .. بگذار کمی هم آسمان بگرید !...
ادامه مطلب
بگذار جور دیگری بگویم فکر کن که فیلمنامه ای نوشته ای ، محشر .. همه چیز فوق العاده است تمام کارکتر ها ، می درخشند ولی ، آخرش را هر جور که میخواهی تمام کنی گند میزنی به تمام هر آنچه که نوشتی .. آخرش را نمیتوانی بنویسی ، آنقدر زیبا صحنه پردازی کردی و انقدر همه چیز محشر است که هیچ پایانی در حدش نیست .. میفهمی ؟...
ادامه مطلب